X
تبلیغات
تربیت قرآنی و آموزش خانواده
مطالب و اطلاعات آموزشی و پژوهشی و تربیتی درباره تربیت قرآنی و آموزش خانواده

همسر

هُوَ الّذی خَلقکُم مِن نفسٍ واحدةٍ و جَعل زوجها لِیَسکُن اِلیها

او (خدا) کسی است که شما را از یک نفس واحد آفرید و از آن نفس برای شما همسر و جفتی قرار داد تا کنار آن آرامش بگیرید. (اعراف/ 189)

در آخرین مقاله (زوج و آرامش بخشی)،بیان شد که زوج ها برای آرامش بخشی به یکدیگر اولاً باید نیازهای یکدیگر را بشناسند و ثانیاً سعی بر ارضای نیازهای یکدیگر کنند. اگر جدول نیازهای زن و مرد را که در آن مقاله ارائه شده بود ، با تساهل جمع بندی کنیم به دو نیاز اساسی و مهم زن و مرد خواهیم رسید:

مهم ترین نیاز یک زن: معشوق واقع شدن است.

مهم ترین نیاز یک مرد: ریاست همراه تکریم و تایید شدن است.

آموزه های دین اسلام، متکی بر فطرت آدمی است، از این رو در آموزه های زناشویی اسلام به ارضای این دو نیاز اساسی زن و مرد توجه شده است.دو کلمه ی «لُعبَت» و «بَعل» در آموزه های دینی به چشم می خورد:

قال النبّی (ص): اِنّما المَراةُ لُعبةٌ مَن اتّخذها فلا یُضبها(1)

پیامبر گرامی فرمود: زن لعبت است، هر کسی زن گرفت او را ضایع نگرداند.

و اِنِ امراةٌ خافت من بعلها نشوزاً اَو اعراضاً فلا جُناح علیها اَن یصلحا بینهما صلحاً والصلح خیرٌ(2)

«اگر زنی از اعراض شوهرش بیم داشته باشد، اشکالی ندارد با یکدیگر صلح کنند (پاره از حقوق را صرفنظر کنند) و صلح بهتر است!»

کلمه لعبت به معنای : دلبر و معشوق است.

کلمه بَعل به معنای بُت است که عرب و قرآن به طور استعاره برای شوهر استفاده کرده است.

اَتدعون بعلاً و تذرون احسن الخالقین(3)

آیا بُت را می خوانید و احسن الخالقین را رها می کنید

همان گونه که دقت کردید، «زن» دلبر و معشوق در آموزه های دینی نامیده شده است. به عبارت دیگر مرد باید با همسرش اینگونه رفتار کند و نیاز « معشوق و دلبر واقع شدن» او را ارضاء کند ، این به منزله ی حیات و زندگانی زن است.

زن فقط وقتی زنده است که معشوق باشد و توجه کردن به او مایه حیات اوست(4)

و شوهر « بُت» نامیده شده است به عبارت دیگر زن باید به شوهرش مانند یک « بُت» احترام بگذارد و به گفته پیامبر اسلام(ص) زن برای شوهر در حد «سجده کردن» تواضع و کوچکی کند.

پیامبر اسلام (ص): اگر دستور می دادم که فردی به فرد دیگر سجده کند، به زن دستور می دادم که به شوهرش سجده نماید(5)

و محبت او را همواره جوشان نگه می دارد. و اگر زن معشوق واقع نشود این چشمه ی پر خیرو برکت خشک شده و اطرافیان او از قشنگی مهر و محبت زن بی بهره خواهند شد و بقول ویل دورانت فیلسوف غرب(6):

« زن وقتی زنده است که معشوق باشد و توجه کردن به او مایه حیات اوست.»

لذا بهترین جمله ای که یک مرد می تواند به زن خود بگوید عبارت «عزیزم تو را دوست دارم» می باشد.(7)

بقول خانم جینا لمب روزو:

« زن از رنج و مرگ خود ترسی ندارد ، فقط از این وحشت دارد که قبل از مردن آن کسی را که دوست دارد پی به شخصیت حقیقی او نبرده باشد ، تنها چیزی که زن از پدر و مادر و شوهر و فرزند و دوستان خود تمنا می کند آن است که او را فراموش نکنند. »(8)

مردان عموماً در قلب خود همسرانشان را دوست دارند ولی کمتر این محبت قلبی خود را ابراز می کنند.

پیامبر اسلام(ص) فرموده اند:

«اگر مرد به زن خود بگوید «تو را دوست دارم» هرگز این کلام از دل و ذهن زن خارج نمی شود و همواره در خاطر او باقی می ماند»(9)

در اینجا دو پرسش مطرح می شود:

آیا نیاز اساسی زن «معشوق واقع شدن» است؟ و اگر چنین است چگونه باید ارضاء می شود؟

پرسش دیگر این که آیا نیاز اساسی مرد « مورد تکریم و اطاعت شدن» است؟ و اگر چنین است چگونه ارضاء می شود؟

 

نیاز اساسی زن

عاطفه و احساس زن مهمترین و زیباترین خصیصه ی زن می باشد و مصداق حدیث نبوی(ص) «اکثر خوبی و خیر در وجود زن است» می باشد.

عاطفه و احساس مادر به کودک، او را از تمام آسیب های جسمی و روانی حفظ نموده و انسانی رشید به جامعه تحویل می دهد.

زن با احساس و عاطفه خود همسر خود را مانند لباس ضمن حفظ همسرش، او را می آراید.

بدین صورت زن سرچشمه جوشان مهر و محبت و صلح و صفا و عشق  است بقول شاعر معاصر مهدی سهیلی

می شود کان وفا، کانون مهر                                       قلب او رخشان تر از قلب سپهر

همچون گل شاداب و خوش رو می شود                    چشم خاموشش سخن گو می شود

گر بخواهد زن، بتو جان می دهد                                 هر چه می خواهد دلت آن می دهد(10)

 

چگونه محبت قلبی خود را به همسرتان ابراز کنید:

1- در فواصل روز و شرایط مناسب، با الفاظی عاطفی محبت خود را به همسرش ابراز کنید.

2- هر چند وقت با اهداء یک شاخه ی گل، محبت قلبی خود را ابراز کنید.

3- گاهی با یادداشت کوتاهی عاشقانه، محبت قلبی خود را به تحریر در آورید.

4- روز تولد همسرتان و سالگرد ازدواج تان، را با برپایی جشن ساده و مختصر ارج نهید.

5- هر روز از محل کار خود ، با همسرتان تماس تلفنی داشته باشید.

6- در مقابل دیگران از خوبی های همسرتان تعریف کنید.

7- به اقوام همسرتان احترام کنید ، و از خطاهای آنها چشم پوشی کنید.

 

متأسفانه گاهی اوقات به غلط گفته می شود اگر چنین رفتارهای با همسر، موجب لوس و نافرمان شدن او می شود در مقابل خواسته های احساسی صرف همسر، با محبت و علاقه ایستادگی کرد و اطاعت نکرد. البته دقت کنید اولاً تقاضای نامعقول و احساسی صرف را نپذیرید ، این به معنای نادرست نیست که هر چه زن بگوید باید مخالفت کرد. و ثانیاً اطاعت نکردن به معنای خشونت و دعوا نیست بلکه با کمال محبت و به طور منطقی می تواند صورت گیرد.

«عزیزیم این انجام این کار را صلاح نمی دانم» اگر توضیح خواست دلایل عقلی مخالفت خود را بیان می کنید؛ چنانچه نپذیرفت شما بدون عصبانیت، سکوت کنید و او را بحال خود بگذارید ولی از موضع عقلی خود عقب نشینی نکنید.

 

پاورقیها:

1- وسایل الشیعه جلد 14 ص 119.

2- نساء آیه 128.

3- صافات آیه 125

4- لذات فلسفه ص 141 به نقل از روان شناسی زن، سید مجتبی هاشمی رکاوندی

5- مکارم الاخلاق طبرسی ص 616.

6- لذات فلسفه، ویل دورانت ص 141.

7- نظام حقوق خانواده – مطهری ص 89.

8- روح زن، دکتر جینا لب روزو، ص 67 جلد اول.

9- وسایل الشیعه – حر عاملی – ص 10 جلد 14.

10- به نقل از کتاب مقدمه ای بر روان شناسی زن، سید مجتبی هاشمی رکاوندی.

 

عباس خراسانی ( مدرس دانشگاه علامه)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 22:14  توسط غلام عباس سرشور خراسانی | 

ازدواج

و من آیاتهی خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودّة و رحمة انّ فی ذالک لآیات لقوم یتفکّرون

(آیه 21سوره روم)

و از نشانه های او این است که همسرانی (جفت هایی) از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش بگیرید، در بین شما ( زن و شوهر ) مودّت و رحمت قرار داد. در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند.

در دو مقاله پیش ظرایف آیه 21 سوره روم بیان شد و در مورد این که احساس انس و علاقه زن و شوهری، از آیات الهی است.

« تساوی حقوق » که حق است با « تساوی خلقت » تفاوت دارد تساوی حقوق حقیقتی است که مورد پذیرش قرآن و عترت نیز می?باشد.

چگونه تفاوت ها ی جسمی و روانی زن و مرد ، از آیات الهی است؟

قبل از پاسخ به پرسش فوق، می بایست اثبات کرد که این اختلاف خلقتی و جنسی وجود دارد یا خیر؟

در دهه های اخیر، برای احیای حقوق زنان، تساوی زن و مرد مطح شده است، و هر گونه تفاوت جنسی بین زن و مرد  انکار شده است و بر اثر عدم مراعات بعضی از حقوق زنان و عدم توجه به عظمت وجودی آنان از سوی مردان، تعدادی از زنان، این مطلب خلاف علم و عقل را پذیرفته اند. عموماً این گروه در مورد اینکه این تساوی خلقتی وجود دارد یا نه تحقیقی عالمانه نداشته اند. آیا دانشمندان روانشناسی و بیولوژی نیز این تساوی را تأیید می کنند؟

توجه داشته باشد « تساوی حقوق » که حق است با « تساوی خلقت » تفاوت دارد تساوی حقوق حقیقتی است که مورد پذیرش قرآن و عترت نیز می باشد.

و لهنّ مثل الّذی علیهن بالمعروف

(آیه 228 سوره ی بقره)

و مانند همان وظایفی که بر عهده زنان است به طور شایسته و معروف به نفع آنان برعهده ی مردان است.

و پیامبر اسلام (ص) در حجه الوداع ، که اصول اعتقادی و اخلاقی را در خطابه?ای برای مسلمین بیان کردند ، راجع به حقوق زن و مرد نسبت به یکدیگر فرمودند:

ایها النّاس انّ لنسائکم علیکم حقا و لکم علیهن حقا

ای مردم به راستی که همسرانتان بر شما حقی دارند و شما هم بر آنها حق دارید.

(تحف العقول صفحه 32)

بنابراین صحبت  از اختلاف جسمی و روحی و روانی (جنسیتی) بین زن و مرد است. هر زن و مردی با اندک دقتی که در رفتارهای خودش داشته باشد این تفاوت را درک می?کند. نکته قابل توجه این است که گاهی بعضی ها می خواهند این تفاوت ها را نقص یکی و برتری دیگری بدانند ، مثلا نقص زن و برتری مرد می دانند. این کاملا هم از نظر عقل و هم از نظر اسلام مردود است زیرا خالق هر دو خدای حکیم و علیم است و هر دو را با تفاوت های موجود ، در احسن وجه خلق کرده است.

تفاوت ها ی زن ومرد به گونه ای است که اولاً: موجب جذب به یکدیگر می شوند و ثانیاً: یکدیگر را زیبا و کامل می کنند و مکمل یکدیگر می شوند.

الّذی احسن کل شیء خلقه

او خدایی است که هر چیزی آفریده است، نیکو و احسن آفریده است.

(آیه 7 سوره مبارکه سجده)

خصوصیات روانی و جسمی متفاوت خلق کرده است که این تفاوت ها به گونه ای است که اولاً: موجب جذب به یکدیگر می شوند و ثانیاً: یکدیگر را زیبا و کامل می کنند و مکمل یکدیگر می شوند.

هن لباس لکم و انتم لباس لهن

زنان لباس (زیبا کننده) برای شما هستند و شما لباس (زیبا کننده) برای آنان هستید.

(آیه 187سوره بقره)

تصور کنید اگر زن زیبایی های جسمی و لطافت عاطفی و احساسی را نداشت، چگونه مرد را به خود جذب می کرد و او را شیفته ی خود می گرداند و یا اگر مدیریت و تعقل مرد نبود چگونه زن می خواست تکیه گاهی بیابد تا به آن تکیه کرده و در کنار او زندگی نماید.

خدای حکیم حس مطلوب و معشوق بودن در زن، و طالب و عاشق بودن را در مرد و همچنین ناز و عشوه‌گری را در زن،  و نیازمندی را در مرد قرار داده است تا این دو مخلوقش در کنار هم به خوبی زندگی کنند.

افرادی که اهل تفکر هستند ، با تفکر و تعقل در زیبایی های این تفاوت ها پی به خالق حکیم و علیم می برند.

انّ فی ذالک لآیات لقوم یتفکرون

(خلقت زن و مرد) حتما نشانه هایی برای افرادی که تفکر می کنند می باشد.

(آیه 21سوره مبارکه روم)

و این تفاوت آفرینش با تساوی حقوق هیچ تضادی ندارد و به قول «بارباراپس» نویسنده ی کتابی که پیرامون تفاوت های بیولوژی زن و مرد نوشته است، که می گوید:

« تفاوت با تساوی حقوق، در تضاد نیست، منظور از تساوی حقوق، آزادی برای انجام کاری است که برای آن ساخته شده ایم و منظور از تفاوت این است که زن و مرد برای یک کار یکسان ساخته نشده اند ».

(چرا مردان گوش نمی دهند، چرا زنان حرف می زنند، صفحه 37)

و این تفاوت، به هیچ وجه مانع رشد معنوی و قرب الهی هیچ کدام نیست، بلکه هر کدام با توجه به وظایفی که دارند، می  توانند رشد بیابند ، به گونه ای که طبق آیه زیل صاحب خانه ای نزد خدا می شوند.

قالت رب ابن لی عندک بیتاً فی الجنة

زن فرعون گفت پروردگارا در نزد خودت در بهشت خانه‌ای برای من بساز.

(آیه 11 سوره تحریم)

آگاهی از این تفاوت ها بین زن و مرد برای کسب یک زندگی عشق محور لازم و ضروری است، که ان شاءالله به توفیق خدا در آینده مفصل بیان خواهد شد.

تبیان – خانواده وزندگی عباس خراسانی - مدرس دانشگاه علامه

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 13:36  توسط غلام عباس سرشور خراسانی | 

خرده نیازهای زن وشوهری!

زوج و آرام بخشی (2)

پروانه

او (خدا) کسی است که شما را از یک نفس واحد آفرید و از آن نفس برای شما همسر و جفتی قرار داد تا در کنار آن آرامش بگیرید. (سوره اعراف / 189)

در مقاله ی قبل با عنوان « با همسرت ،آرامش را بیافرین! » هدف مهم و اساسی ازدواج و تشکیل خانواده را « کسب آرامش» بیان کردیم . وعده داده بودیم که درباره ی راههای دستیابی به این «آرامش» گفتگو کنیم، ولی بجاست که ابتدا در مورد کلمه «سکون» در قرآن و احادیث صحبت کنیم و سپس چگونگی دستیابی به آن را بیان کنیم.

کلمه ی «سَکَنَ» به معنای آرامش و محل آرامش می باشد(1). و کلمه ی «سکینه» که در قرآن شش بار آمده است به معنای آرامش قلب و اطمینان خاطر است به عبارت دیگر صحبت از یک آرامش دائمی است اگر «سَکن» یعنی آرامش در انسان به صورت یک صفت و دائمی شود «سکینة» گفته می شود که در آیه ی چهار سوره ی فتح آن را، هدیه ی خدا به مؤمنین بیان شده که موجب افزایش ایمان آنها می شود.

هُو الذّی اَنزل السکینةً فی قلوبِ المؤمنینَ لِیزدادوا ایماناً مع ایمانهم.

او (خدا) کسی است که در دلهای مؤمنین آرامش را فرو فرستاد تا ایمانی برایمان خود بیفزایند.(2)

زن و مرد نیز نیازهایی نسبت به یکدیگر دارند ، هر گاه این نیازها بوسیله ی دیگری برآورده شود ، در کنار او به آرامش می رسد.

پیامبر اسلام(ص) این آرامش و سکینه لازم و ضروری می داند و نداشتن آن را ضرر و خسران می داند

السکینة مغنمٌ و ترکُها مَغرَمٌ

آرامش غنیمتی است و ترک آن ضرر و زیان است(3)

قرآن «شب» را به عنوان زمان «آرامش گرفتن» بیان کرده است.

الله الذّی جعل لکم الّیل لتسکنوا فیه

خدا کسی است که شب را برای شما پدید آورد تا در آن آرام گیرید(4)

«شب» چگونه آرامش بخش است؟ انسان در روز فعالیت های گوناگون دارد لذا جسم و روان او خسته می شود ، این خستگی او را از تعادل خارج می کند که با چند ساعت خوابیدن ، جسم و روان او به حال تعادل برگشته و در نتیجه آرامش می یابد. به مثال ها زیر توجه کنید:

وقتی انسان تشنه است، تعادل جسمی و روحی او به هم می خورد ، با خوردن یک لیوان آب گوارا تشنگی او بر طرف می شود و به آرامش می رسد و یا فرد گرسنه ای را تصور کنید که از شدت گرسنگی ضعف جسمی دارد و تعادل روانی از دست داده و در نتیجه حوصله ی او کاهش یافته و در برابر رفتار دوستانش، بردباری نکرده و رفتارهای نامناسب بروز می دهد همین فرد پس از غذا خوردن «آرامش» نسبی کسب می کند و از رفتار خود نادم و پشیمان می باشد.

در مثال های فوق یک « نیاز » وجود دارد (استراحت، آب و غذا)؛ پس از «ارضای» آن «آرامش» به دست می آید. به عبارت دیگر تا زمانی که این نیازها برآورده نشده بود ، آرامش روحی و جسمی نداشت، پس از ارضای آنها به آرامش نسبی رسید.

زن و مرد نیز نیازهایی نسبت به یکدیگر دارند ، هر گاه این نیازها بوسیله ی دیگری برآورده شود ، در کنار او به آرامش می رسد.

آرامش زن و مرد در کنار هم به میزان ارضای نیازهای یکدیگر بستگی دارد.

علامه طباطبایی در مورد سکون و آرامش زن و مرد در کنار یکدیگر می فرماید:

« آفرینش انسان به صورتی است که زن و مرد در ساختمان طبیعی بدن، مکمل یکدیگرند و هر یک به تنهایی ناقص و محتاج دیگری است. این نیاز و احتیاج موجب می شود که زن و مرد به سوی یکدیگر حرکت کنند و بدین طریق، سکونت و آرامش یابند.»

نیازهای زن و مرد چیست؟! که برآورده شدن موجب آرامش آنهاست.

زن و مرد به خاطر اختلاف جنیست، نیازهای متفاوتی دارند ، این نیازها نشأت گرفته از فطرت هر کدام آنهاست و به تعبیر علامه طباطبایی، این نیازها، تکامل کننده ی دیگری است و به عبارت دیگر این نیازها متفاوت است. نیازهای زن از روحیه زنانگی او سرچشمه می گیرد و نیازهای مرد از روحیه مردانگی او سرچشمه می گیرد ، گاهی زن و مرد به این نکته توجه ندارند ، نیاز متقابل همدیگر را نمی شناسد و برآورده نمی کند . این امر موجب اختلافات و مشاجرات و عدم سکون و آرامش در کنار یکدیگر خواهد شد. لذا زن و مرد اولاً این اختلاف جنسیت را باید بپذیرند ثانیاً با توجه به این اختلاف جنیست نیازهای یکدیگر را بشناسند و ثالثاً پس از شناسایی سعی بر ارضاء نیازها همسر خود نماید.

بعضی از نیازهای زن و مرد با توجه به جنسیت آنها متفاوت است.

گاهی اوقات باید نیازهای خود را با صمیمیت به همسر خود بازگو کنند.

باآگاه کردن همسرم به نیازهای طبیعی خودم، به او کمک کرده ام تا بتواند نیازهای من را برآورده کند.

خانم بوریس آنکو می گوید:

« زن باید نیازها و احساساتش را به همسرش بشناساند چون مرد قادر به خواندن زن نیست. با بیان احساسات، همسران اطمینان خاطر پیدا می کنند و وحشت طرد شدن را کنار می گذارند.»(6)

با برخی از نیاز های زن و مرد آشنا شوید: 

نیازهای زن نیاز های مرد

معشوق باشد

 

مورد توجه باشد

 

مراقبت شود

 

مرئوس باشد

 

به قدرتی تکیه کند

 

همدلی کند

 

از احساساتش صحبت کند

 

موقع ناراحتی با کسی صحبت کند

 

همسرش نیاز جنسی او را برآورده کند

 

از همسرش جملات عاشقانه بشنود و مورد تکریم باشد

 

مورد تکریم باشد

 

مورد تایید باشد

 

به اواعتماد شود

 

رئیس باشد

 

با عواطفی آرام گیرد

 

مدیریت کند

 

از برنامه هایش صحبت کند

 

موقع ناراحتی تنها باشد

 

در موقع نیاز جنسی

همسرش تمکین کند

 

از همسرش خودآرایی و زیبایی ببیند

 

 پاورقیها:

1- قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، جلد 3، صفحه 283 و 282.

2- سوره ی فتح، 4.

3- جمله در کپی نیومده

4- سوره ی غافر، 61.

5- طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، جلد 4 صفحه 285.

6- بوریس آنکوجوآن،« جلوه های زندگی یک زن» ترجمه منیژه بهزاد ص 171 (به نقل از همسران سازگار)

تبیان – خانواده و زندگی

عباس خراسانی - مدرس دانشگاه علامه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 9:13  توسط غلام عباس سرشور خراسانی | 

همسر خواهي ، نياز فطري

پيوند زناشويي، آيت الهي(1)

گل

و من آياته ي خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا اليها و جعل بينکم مودةً و رحمة انّ في ذالک لآيات لقوم يتفکرون (آيه 21 سوره روم)

و از نشانه هاي او اين است که همسراني (جفت هايي) از جنس خودتان براي شما آفريد تا در کنار آنان آرامش بگيريد، در بين شما (زن و شوهر) مودّت و رحمت قرار داد. در اين نشانه هايي است براي گروهي که تفکر مي کنند.

اين سنت الهي در نسل آدم و حوا تداوم دارد و همواره مرد در جست و جوي همسر (جفت) خود است و هيچ پيشرفت علمي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي جايگزين اين نياز فطري او نيست. يک زن نيز همواره به دنبال همسر (جفت) خود است و هميشه منتظر است که عاشقي از راه برسد و آن نياز مطلوب و معشوق بودن او را ارضاء کند.

 پس از خلقت آدم ابوالبشر عليه السلام، خداي حکيم، براي خليفه خود زوجي خلق کرد، و آنگاه به او امر کرد: آدم تو و همسرت در بهشت ساکن شويد (يا آدمُ اسکُن انت و زوجک الجنة) خليفه ي خود را با همسرش حضرت حوا به کمال و آرامش رسانيد.

 اين سنت الهي در نسل آدم و حوا تداوم دارد و همواره مرد در جست و جوي همسر (جفت) خود است و هيچ پيشرفت علمي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي جايگزين اين نياز فطري او نيست. يک زن نيز همواره به دنبال همسر (جفت) خود است و هميشه منتظر است که عاشقي از راه برسد و آن نياز مطلوب و معشوق بودن او را ارضاء کند ، تا او هم با دستان پرعاطفه و محبت خود موجبات آرامش و شخصيت طلبي او را فراهم آورد. همسرخواهي يک نياز فطري انسان، از اين رو در تمام ادوار تاريخ بشريت و تمام جوامع بشري ، ازدواج يک زن و مرد ، يک امر مقدس و مبارک به شما مي آيد ، براي اين پيوند جديد جشن مي گيرند و شادي مي کنند.

 ظرايف و لطايف آيه ي خلقت زوج (جفت)

در آيه 21 سوره ي روم ظرايف و لطايفي نهفته است، در اين نوشتار قصد بر اين است که با لطف خداي حکيم آن ها را برشماريم و در حد بضاعت ناچيز خود و با کمک از آيات و احاديث معصومين عليهم السلام تا حدودي کلام نوراني الهي را بشکافيم اللهم اخرجنا من ظلمات الوهم و اکرمنا بنور الفهم (خدايا ما از تارکي هاي وهم و خيال خارج بگردان  به نور فهم ما را اکرام نما)

 ظرايف و لطايف آيه عبارت اند از:

1- خلقت زوج (جفت) آيت و نشانه ي الهي است (من آياته)

2- خلقت زوج به نفع آن ها است (لکم)

3- زوج (جفت) از جنس خودمان خلق کرده است (من انفسکم)

4- زوج (جفت) مکمل يکديگرند (ازواجاً)

5- علت خلقت زوج کسب آرامش و سکون در کنار يکديگر است (لستکنوا اليها)

6- خداي حکيم مودّت (محبت توأم با عمل) و رحمت (رأفت و دلسوزي توأم با احسان) بين زن و شوهر «جعل» کرده است (جعل بينکم مودّة و رحمة)

7- خلقت زوج (جفت) نشانه هايي براي اهل تفکر است (انّ في ذالک لأيات لقومٍ يتفکرون)

8- مودّت و رحمت بين زن و شوهر، نشان هايي براي اهل تفکر است (انّ في ذالک لأيات لقومٍ يتفکّرون)

قصد بر اين است که ان شاءالله طي مقالاتي، لطايف هشتگانه آيه را به طور مختصر بشکافيم.

اميد است که بتوانيم جايگاه « ازدواج » را از ديدگاه دين مبين اسلام و علم عقل شفاف، نموده و اين سنت الهي را به طور خداپسندانه ترويج دهيم. و علاوه بر شفاف کردن آن، چگونه دست يافتن به هدف خلقت زوج (جفت)، يعني سکون و آرامش را بيان کنيم، تا شاهد به ثمر رسيدن ميوه ي آن يعني مودت و رحمت، در زندگي زناشويي جوانان در اين آب و خاک باشيم (ان شاءالله)

براي بهره گيري کامل از اين مقالات پيرامون ازدواج و روابط زناشويي اسلامي، توجه خوانندگان گرامي را به نکات ذيل معطوف مي داريم:

الف – مقالات را پيگيري نماييد.

ب- سعي کنيد پيرامون مطالب مطروحه را، با همسرتان گفتگو نماييد.

ج- اهتمام به عمل کردن آموخته ها داشته باشيد.

د- تجربيات مثبت و خوبي که از عمل به آموخته هاي تان پيرامون دستورات الهي که در زندگي زناشويي خود کسب نموده ايد، در اختيار ديگران قرار دهيد. (از طريق سايت تبيان نيز مي توانيد در اختيار ديگر کاربران قرار دهيد.)

هـ - با آموزش خود به زوج هاي جوان، زندگي آنان را سرشار از عشق نماييد.

و- با پيشنهادات و انتقادات سازنده ي خود ما را در پر بار کردن مقالات ياري نماييد.

 تبيان – خانواده وزندگي   -  عباس خراساني(مدرس دانشگاه علامه)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 15:43  توسط غلام عباس سرشور خراسانی | 

با همسرت ، آرامش را بیافرین!

زوج و آرامش بخشی(1)

نقش راهنما و مشاور در آرامش روان

و مِن آیاته خَلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مَودّةً و رحمة ِانّ فی ذلک لقومٍ یتفکّرون.

و از نشانه های او این است که همسرانی (جفت هایی) از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش بگیرید، و بین شما (زن و شوهر) مودّت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند. (سوره روم، آیه 21)

فلسفه ی تشکیل خانواده چیست؟! هدف از ازدواج چیست؟!

هر کسی با توجه به جهان بینی خود ، پاسخی نسبت به پرسش فوق خواهد داد . علمای جامعه شناسی و روان شناسی هر کدام با توجه به نگرشی که انسان و جامعه دارند ، پاسخ خواهند داد.

گاهی هدف را اقتصادی می دانند ، گاهی رفع نیاز جنسی می دانند و گاهی تداوم نسل بشر می دانند و یا اهداف دیگر اجتماعی و تربیتی بیان کنند.

اهداف فوق می توانند ثمره ی ازدواج و تشکیل خانواده باشد. ولی هدف نهایی و غایی ازدواج نمی باشد.

 هدف از ازدواج و تشکیل خانواده چیست؟

آن که از روی حکمت و رحمت خود ، زوج را خلق کرده است، علت غایی را کسب آرامش در کنار یکدیگر می داند و ثمره ی این « آرامش » را مودّت و رحمت می داند تا دو زوج با عشق به یکدیگر و آرامش روحی و جسمی رشد یابند و شایستگی خلیفه او بودن را کسب کنند و فرزندانی شایسته تحویل اجتماع دهند.

 همان گونه که گفته شد ، تداوم نسل بشر ، رفع نیاز جنسی و رشد اقتصادی جامعه ، می توانند هدف فرعی ازدواج باشد ولی هدف نهایی و غایی آرامش در کنار یکدیگر است به عبارت دیگر ممکن است زن و مردی ازدواج کنند و چند فرزند داشته باشند و نیازهای جنسی یکدیگر را برطرف کنند و اقتصاد خانواده و جامعه راارتقاء دهند ، ولی در کنار یکدیگر «آرامش» ندارند ، نسبت به یکدیگر عشق و علاقه نداشته باشند. بلکه برای حفظ کانون زندگی و یا مراعات وجهه ی اجتماعی یکدیگر را تحمل کنند و سال های فراوانی بدون آرامش و سکون با یکدیگر زندگی کنند ، ولی دارای روحی آشفته و جسمی مبتلا به انواع امراض و فرزندانی ناآرام و دارای کمبودهای روانی باشند . شاید گاهی ابراز رضایت از زندگی خود کنند و این ابراز رضایت ظاهری را مانند کاغذ دیواری زیبا بر خرابه ی زندگی خود بکشند و آن را زیبا جلوه دهند ولی همواره از امراض روحی و جسمی شکایت می کنند که نشانگر عدم دستیابی به هدف خلقت یعنی «آرامش» است.

زن وشوهر بعد از ازدواج باید سعی و تلاش خود را برای کسب آرامش در کنار یکدیگر قرار دهند و هر گاه این «آرامش» را در کنار یکدیگر ندارند بدانند مشکلی در روابط شان ایجاد شده و باید هرچه سریع تر برای رفع آن اقدام کنند.

زن و شوهری که در کنار یکدیگر احساس آرامش نمی کنند ، باید با بازنگری به روابط خود هر چه سریع تر، بدون تعصب، اشتباهات خود را بیابند. و بدون غرور و لجبازی، مشورت کردن با متخصص مسائل زناشویی و یا مطالعه ی کتاب های مفید ، رفتارهای نادرست خود را کنار بگذارند و به رفتارهایی که تقویت کننده ی آرامش در کنار یکدیگر است، توجه بیشتر ی کنند تا در سایه ی این آرامش ، به عشق و مودت برسند.

این آرامش چگونه بدست می آید؟ به عبارت دیگر چه رفتارهایی در روابط زناشویی موجب آرامش یکدیگر می شوند؟ و چه رفتارهای زن و شوهر تخریب کننده ی آرامش خانواده می شود؟

به نظر شما زن و مرد چگونه با یکدیگر رفتار کنند تا در کنار یکدیگر به آرامش برسند؟

منتظر مقالاتی که پاسخ دهنده ی پرسش های فوق است باشید ، انشاءالله با کمک قرآن و اهل البیت علیهم السلام و علوم تربیتی زندگی زناشویی خود را تبدیل به یک کانون آرامش بخش برای تمام اعضای خانواده کنیم.

  تبیان – خانواده و زندگی  -  عباس خراسانی - مدرس دانشگاه علامه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 15:39  توسط غلام عباس سرشور خراسانی | 

استانداردسازی روش آموزش قرآن كريم؛ ضرورتی انكارناپذير

 

سومين نشست تخصصی آموزش قرآن و روش استانداردسازی با حضور استادان «مسعود وكيل»، «محمدحسين فريدونی»، «غلام عباس سرشور خراسانی»،«علی سرابی»، و «عزيزی» از جمله فعالان و كارشناسان قرآنی كشور برگزار شد.

«مسعود وكيل» كارشناس مسئول دفتر تاليف و برنامه‌ريزی كتب درسی آموزش و پرورش در ابتدای اين نشست اظهار كرد: در امر استانداردسازی دو موضوع مهم مورد توجه است؛ اول اين‌كه استانداردسازی موجب تفاهم، گفت‌وگو و ارتباط بين موضوعات به طور دقيق‌تر می‌شود و دوم تا مسائل را استاندارد‌سازی نكنيم به علت نداشتن تعبير مشخص و وسيله و ابزار دقيق سنجش، نمی‌توانيم ارزيابی كنيم.

وكيل در ادامه افزود: امروزه خوشبختانه مسائل قرآن بسيار گسترده و مورد توجه قرار گرفته و خود اين امر محصول تلاش‌های بسياری بوده و تا امروز موجب شده كه اقشار مختلف به آن توجه كنند و زمان آن رسيده تا تلاش‌های مؤسسات را در زمينه فعاليت‌های قرآنی استاندارد كرده و تعريف مشخصی داشته باشيم.

وی يادآوری كرد: اگر جامعه قرآنی كشور بخواهد به تدريج يك هويت قابل عرضه و دفاع با ويژگی‌ها و معيارهای علمی و قابل قبول داشته باشد، مؤسسات بايد با استانداردسازی در جهت معرفی محصولات از يكديگر سبقت گيرند.

وكيل تصريح كرد: به دليل نداشتن آموزش‌های جامع در امر تعليم قرآن كريم چه از نظر تأليف و چه از نظر اجرا، قشر عظيمی از جامعه از حداقل‌های آموزشی برخوردارند و بايد در نظر داشت چه حوزه‌هايی نياز به استانداردسازی دارند.

وی افزود: آموزش برای هر سنی لوازم خاص خود را می‌طلبد و دانستن عواملی چون؛ مخاطب كيست‌، دارای چه سنی است و نيازهای آن چيست؟ در تعيين محتوا و آموزش دخالت دارد.

بهره‌گيری‌ از روانشناسی رشد؛ لازمه استانداردسازی روش آموزش قرآن

«غلام‌عباس سرشورخراسانی» از ديگر كارشناسان حاضر در اين نشست تخصصی اظهار كرد: آموزش قرآن از زمان پيامبر اسلام (ص)آغاز شد و تا مكتب‌خانه‌ها، هم در قالب سنتی ادامه يافت و در همه جای كشور هم افراد مخلص و خدمتگزار قرآن، تجريبات شخصی خودشان را ارايه می‌دادند و كمتر روش‌ها و محتويات آموزشی متكی بر اصول روان‌شناسی يادگيری بوده است.

خراسانی افزود: صرف قاری و حافظ قرآن بودن نمی‌شود، معلم قرآن شد زيرا معلمی قرآن نيازمند به فاكتورهای روان‌شناسی رشد و يادگيری است و محتوا، اهداف و روش‌ها متفاوت است و در جامعه قرآنی برای نحوه كلاس‌داری و نوع علمی تدريس بايد برنامه‌های تخصصی عالمانه گذاشته شود و با روش‌های متنوع و مبتنی بر اصول استانداردسازی شده، فضای مناسبی جهت آموزش قرآن ايجاد شود.

خراسانی در پاسخ به سئوالی از طرف يكی از حاضران در نشست در خصوص عدم احساس نياز جوان‌ها به قرآن‌آموزی در جامعه كنونی گفت: مهمترين عامل يادگيری، احساس نياز و علاقه در موضوع است كه اين علاقه در سنين پايين مشاهده می‌شود اما به علت عدم كلاس‌داری مبتنی بر اصول كه يك فن و هنر است احساس نياز در جوانان كم رنگ می‌شود.

عزيزی از كارشناسان علوم قرآنی كشور هم گفت: دغدغه‌های فهم قرآن و كاربردی كردن آن، نشانه هوشياری جامعه ما است و اشكالی ندارد كه بگوييم برنامه‌ريزان ما ازمردم عقب‌تر هستند و ضرورت، امكان و فوايد استاندارد‌سازی در آموزش را اكثراً به خوبی می‌فهمند.

وی افزود: ما بايد روش‌های تدريس قرآن را به‌صورت ميدانی آسيب‌زدايی كنيم و در زمينه مبانی اين امور را تبيين كنيم و نظريه‌ها را مورد نقد و بررسی قرار دهيم.

در ادامه نشست تخصصی استاندردسازی و روش آموزش قرآن كريم، سيد«مهدی سيف» از مدرسان روش آموزش قرآن كريم، اظهار كرد: بحث استانداردسازی آموزش، مطلق است و برای كل كشور و آموزش‌وپرورش به ويژه سازمان پژوهش و دفتر تعليم و تبليغ وزارت ارشاد، دانشگاه‌ها و صداوسيما كه به تعبير امام خمينی (ره) دانشگاه مردم است، بايد در زمينه استانداردسازی مسائل آموزشی گام بردارند.

وی در ادامه افزود: آموزش و پروش در زمينه اصول و مبانی استانداردسازی قدم‌هايی برداشته و اميد بر تكامل آن داريم و تا آن جای كه مطلع هستيم از اين دست تأليفات كه بسيار غنی باشد جای ديگر مشاهده نشده است.

مبانی سه‌گانه استانداردسازی

سيف يادآوری كرد: مبانی و اصول استانداردها سه دسته هستند؛ يك دسته كلی است مانند همه دروس كه جهت موفقيت و مطلوبيت درس نيازمند مبانی آن هستيم مانند منطقی و علمی بودن، كارايی داشتن، جذابيت و سادگی كه می‌توانند مبانی كلی باشند، دوم مبانی زبان‌آموزی قرآن كه با توجه به مهارت‌های سمعی و بصری، خواندن و نوشتن در سطوح مختلف انجام می‌شود و دسته سوم، مبانی قرآن‌آموزی و ويژگی‌های خاص تعليم و تعلم قرآن است.

محمدحسين فريدونی نيز از ديگر كارشناسان شركت‌كننده در نشست استاندارد سازی آموزش گفت: استانداردسازی در بحث آموزش قرآن از چند زوايه قابل چالش است، اولين مسئله اين است كه آيا آموزش در همه سطوح كشور استاندارد شده، دوم آيا حداقل‌های فنی برای آموزش قرآن موجود است و در نهايت آيا ما كارشناسانی جهت پرداختن به امور استانداردسازی در كشورمان داريم.

وی در پايان افزود: من به عنوان مدرس علوم قرآنی بعد از سال 70 برای اولين بار مطالبی درباره برنامه درسی و اجزای آن شنيدم و اين چالش‌ها جدی است و اتاق فكرهايی بايد درست شود و حتی بر روی واژه‌گان رايج در آموزش قرآن تحقيق و بررسی شده و به اجماع نظر برسيم تا در زمينه ضرورت، امكان و فوايد استانداردسازی روش آموزش قرآن كريم گام برداريم.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 14:29  توسط غلام عباس سرشور خراسانی | 

 

اهميت لوحه روخواني قرآن در دوره ابتدايي

  غلام عباس سرشور خراساني

 پيامبر اعظم اسلام : مُعَلِّمُ الْقُرْآنِ وَ مُتَعَلِّمُه ‌وَ يَسْتَغْفِرُ لَه‌و کُلُّ شَيْءٍ حَتَّي الْحوتُ فِي الْبَحْرِ

همه‌ي موجودات عالم حتي ماهي در دريا، براي کسي که قرآن را ياد مي‌دهد و کسي که قرآن را ياد مي‌گيرد، از خدا طلب آمرزش مي‌کند.         

                                                                        مُستدرک الوسائل، ج4، ص235

    هدف آموزش قرآن در دوره‌ي ابتدايي و راهنمايي، دستيابي دانش‌آموزان به سواد قرآني است. به‌طور ساده کسي از سواد قرآني برخوردار است که قرآن کريم را به‌راحتي و رواني مي‌خواند، معناي عبارات و آيات ساده و پرکاربرد قرآن را مي‌فهمد، با پيام‌هاي زندگي‌ساز آن که موجب سعادت دنيا و آخرت است، آشناست و بالاخره تمام اين مهارت‌ها و دانش‌ها را ضمن انس با قرآن کريم يعني خواندن روزانه و مستمر آن، حفظ کرده و به‌تدريج ارتقاء مي‌بخشد. به عبارت ديگر سواد قرآني، دانش و مهارت پايه و اوليه براي بهره‌گيري مادام‌العمر از قرآن کريم است.

     برنامه‌ي آموزش قرآن از محتوا و روشي برخوردار است تا بتواند دانش‌آموزان را در پايان دوره‌ي راهنمايي به هدف فوق برساند. از اين رو هر چند محتواي اين برنامه در دوره‌ي ابتدايي از مواد مختلفي تشکيل شده است اما مهم‌ترين هدف آموزش قرآن در دوره‌ي ابتدايي، دستيابي به توانايي خواندن قرآن کريم است. دستيابي به اين هدف بيش از هر چيز به بهره‌گيري صحيح از لوحه‌هاي آموزش قرآن به‌ويژه در پايه‌هاي اول تا سوم ابتدايي وابسته است. به‌نحوي که اگر به هر دليل اين کار درست انجام نشود، کسب مهارت روخواني قرآن به خصوص براي دانش‌آموزان متوسط به پايين تضمين کافي نخواهد داشت.

     از اين رو توصيه اکيد مي‌شود که مديران محترم مدارس ابتدايي در تهيه لوحه‌هاي آموزش قرآن سعي کامل داشته و بر استفاده‌ي مستمر آموزگاران از اين لوحه‌ها در کلاس‌ها‌ي آموزش قرآن به‌طور دقيق نظارت کرده و در صورت نياز ايشان را راهنمايي کنند.

اهميت و ضرورت استفاده از لوحه

     توجه و دقت موجب افزايش و عمق يادگيري مي‌شود. آموزش روخواني قرآن با استفاده از لوحه و با اشاره به بخش‌هاي کلمات و عبارات، امکان توجه و دقت بيش‌تر به حرکات و ترکيب‌ها را فراهم آورده و موجب کسب مهارت در صحيح خواندن آن‌ها مي‌شود. اين امر به خصوص کمک مي‌کند تا دانش‌آموزان در صحيح خواندن عبارات جديد از ساير بخش‌هاي قرآن کريم، مهارت کافي به‌دست آورند تا يادگيري به معناي دقيق کلمه اتفاق افتد. از اين رو لوحه‌هاي آموزشي قرآن در برنامه‌ي فعلي اين آموزش، مهم‌ترين و ضروري‌ترين ابزار آموزش است که بدون آن، آموزش به طور کامل انجام نشده و با اختلال جدي روبه‌رو مي‌شود.

محتواي لوحه‌هاي آموزش قرآن

      لوحه‌هاي آموزش قرآن حاوي کليه‌ي سوره‌ها، جداول، کلمات و عبارات قرآني کتاب آموزش قرآن است. اين لوحه‌ها کاملاً مانند صفحات کتاب درسي دانش‌آموزان مي‌باشد که هر صفحه‌ي کتاب درسي در يک يا دو لوحه طراحي شده است.

روش آموزش لوحه‌هاي قرآن

     از آنجا که دانش‌آموزان در چند ماه اول سال تحصيلي در پايه اول ابتدايي، قادر به شناخت و خواندن حروف و حرکات نيستند، همان‌طور که در کتاب دانش‌آموزان و نيز راهنماي معلم آموزش قرآن توضيح داده شده است، خواندن کلمات و آيات سوره‌هاي کتاب درسي به صورت کلي‌خواني انجام مي‌شود و دانش‌آموزان با نگاه به شکل کلي آيات و عبارات،‌آن‌ها را به صورت دسته‌جمعي مي‌خوانند. از اين رو لوحه‌هاي آموزش قرآن در پايه اول به دو شکل زير آموزش داده مي‌شود.

الف- آموزش لوحه‌ي سوره‌ها

     آموزگار همراه با پخش قرائت يک سوره از نوار آموزشي، به‌وسيله‌ي خط‌بر، زير کلمات سوره را نشان مي‌دهد تا دانش‌آموزان با نگاه به آن‌ها و هم‌زمان با شنيدن قرائت نوار، همراه با آن، عبارات قرآني را به صورت دسته‌جمعي بخوانند.

     خواندن سوره‌ها در پايه‌ي اول به صورت کلي‌خواني انجام مي‌شود، يعني دانش‌آموزان بدون شناخت حروف و حرکات، فقط با شنيدن تلفظ کلمات و عبارات از نوار و با ديدن شکل کلي آن‌ها از روي لوحه، عبارات و آيات سوره‌هاي کتاب درسي را مي‌خوانند. توجه داشته باشيد که اصطلاحاً به اين نحوه‌ي خواندن روخواني نمي‌گوييم.

ب- آموزش لوحه‌هاي روخواني

     اين بخش از آموزش مهم‌ترين فعاليت آموزش قرآن و مقصود اصلي از تهيه لوحه‌هاي آموزش قرآن است. اين کار با تمام اهميت و تأثيري که در يادگيري دارد بسيار ساده انجام مي‌شود به‌شرط آن که آموزگار با روش صحيح‌ ِ اشاره کردن به حرکات و بخش‌هاي کلمات آشنا باشد.

     آموزگار به هيچ‌وجه نبايد کلمات و عبارات لوحه‌ها را بخواند تا دانش‌آموزان آن‌ها را تکرار کنند؛ بلکه فقط با نشان دادن حرکات و بخش‌ها به شيوه‌اي که بيان خواهد شد، از دانش‌آموزان مي‌خواهد که همراه با اشاره‌ي او، بخش‌هاي کلمات را به‌طور دسته جمعي بخوانند.

     تذکر: در پايه‌ي دوم و سوم کليه لوحه‌ها اعم از سوره‌ها و عبارات قرآني، ابتدا به شيوه‌ي مذکور در همين بند، آموزش داده مي‌شود و سپس در زمان پخش قرائت سوره‌ها از نوار آموزشي، آموزگار همراه پخش قرائت نوار، مانند کلاس اول فقط به زير کلمات سوره‌ها اشاره مي‌کند تا دانش‌آموزان با نگاه به لوحه و همراه با شنيدن نوار، کلمات و آيات سوره‌ها را به‌طور دسته‌جمعي بخوانند.

نحوه‌ي اشاره‌ي صحيح به بخش‌هاي کلمات

     اشاره‌ي صحيح و فنـّي به حروف و حرکات، از مهم‌ترين گام‌هاي اوليه در آموزش روخواني قرآن است. اين امر منجر به بازشناسي حروف و حرکات و دقت در صحيح خواندن آن‌ها و ترکيب بخش‌هاي کلمات توسط دانش‌آموزان مي‌شود. کسب اين مهارت در روخواني قرآن، هم‌چون جايگاه شناخت حروف و حرکات در خواندن و نوشتن زبان فارسي و نيز يادگيري چهار عمل اصلي در رياضي از اهميت خاصي برخوردار است. اگر اين آموزش صحيح و کامل انجام شود، مهم‌ترين سنگ بناي مهارت خواندن صحيح قرآن گذاشته شده است و در صورتي که اين گام صحيح برداشته نشود، حتي در سال‌هاي بالاتر نيز بايد اين مرحله از آموزش با دقت طي شود.

     اشاره به حروف و حرکات معمولاً به کمک خط‌بر يا وسيله‌اي مانند خط‌کش انجام مي‌شود. از آنجا که هنگام اشاره کردن، دست يا ثابت است و يا متحرک روش صحيح اشاره در دو بخش زير توضيح داده مي‌شود.

     الف- اشاره‌ي ثابت: در اين نوع اشاره دست ثابت است. اين شکل از اشاره در موارد زير انجام مي‌شود.

     1- اشاره به حرکات « ﹷﹻﹹ » در بخش‌هاي داراي اين‌گونه حرکات؛ مانند:   خُـلِـق

     آموزگار در حالي‌که با خط‌بر يا وسيله‌ي مشابه ديگري به حرکت « ﹹ » اشاره مي‌کند از دانش‌آموزان مي‌خواهد که همه با هم بگويند «خُـ » ممکن است در يکي دو بار اول، برخي از دانش‌آموزان به جاي اينکه بگويند « خُـ » بگويند « اُ ». به آن‌ها تذکر مي‌دهيم هر حرکت را با حرف آن بخوانند. سپس با کمي مکث به حرکت « ﹻ » اشاره مي‌کنيم تا دانش‌آموزان بگويند    « لِـ » و آنگاه به حرکت « ﹷ » اشاره مي‌شود تا آن‌ها بگويند « قَ ».

     اين روش در تمام موارد اشاره به حرکات و بخش‌ها به صورت ثابت يا متحرک انجام مي‌شود.

      2- اشاره به تنوين «- ً-ٍ -ٌ » : اشاره به تنوين مانند اشاره به حرکات کوتاه است؛ يعني براي اشاره به تنوين، دست ثابت است و به «-ً » يا «- » يا «-ٌ » اشاره مي‌شود، مانند:

حَـرَجًـا                    اَحَـدٍ                    وَ لَـدٌ

     در کلمه‌ي « حَـرَجًـا » آموزگار به « ﹷ » اشاره مي‌کند تا دانش‌آموزان بگويند « حَـ » و سپس به « ﹷ » اشاره مي‌کند تا دانش‌آموزان بگويند « رَ » و آنگاه به «-ً » اشاره مي‌کند تا دانش‌آموزان بگويند « جَن ». هم‌چنين در کلمه‌ي « اَحَـدٍ » آموزگار به « -ٍ » اشاره مي‌کند تا دانش‌آموزان بگويند « دِن ». در کلمه‌ي « وَلَـدٌ » نيز آموزگار به « -  » اشاره مي‌کند تا دانش‌آموزان بگويند : « دُن ».

     توضيح: دقت کنيد فلش‌ها در کلمات فوق فقط نشان دهنده‌ي اشاره شما به حرکات است، نه اين‌که بايد اين فلش‌ها رسم شود.

      ب- اشاره‌ي متحرک: در اين نوع اشاره، دست حرکت مي‌کند. اين شکل از اشاره در موارد زير پيش مي‌آيد.

     1- اشاره از حرف به سوي حرکات بلند ( ا ، يـ ، ي ، و ) در بخش‌هاي داراي اين‌گونه ترکيبات، مانند:   نـوحـيـهـا

      آموزگار در حالي که به کمک خط بر، از حرف « نـ » به سوي صداي « و » اشاره مي‌کند، دانش‌آموزان مي‌گويند « نـو » آن‌گاه از حرف « حـ » به سوي صداي « ايـ » اشاره شده و آن‌ها مي‌گويند « حيـ » و بالاخره از حرف « هـ » به سوي « ا » اشاره مي‌شود تا بگويند « ها ».

     توجه داريد که فلش‌ها فقط مسير حرکت دست را نشان مي‌دهد، نه اين‌که بايد اين فلش‌ها رسم شود.

     تبصره : اشاره به الف مقصوره ( ٰ ) دو حالت دارد، چنان‌چه الف مقصوره روي حرف باشد مانند کلمه « هـٰذا » به آن  اشاره مي‌شود تا دانش‌آموزان بگويند « ها »؛ و چنان‌چه الف مقصوره روي پايه « ي » باشد در اين صورت مثل صداي بلند اشاره مي‌شود؛ مانند کلمه‌ي « هُـدي » که از حرف « د » به سوي « ٰ » اشاره مي‌شود تا دانش‌آموزان بگويند « دا ».

     2- اشاره از حرکت کوتاه به سوي حرف ساکن – که در پايه اول علامت ندارد –  مانند :    اَمـهِـلـهُـم

     آموزگار از حرکت « ﹷ » به حرف « مـ » اشاره مي‌کند تا دانش‌آموزان بگويند « اَمـ » ، آن‌گاه از صداي « ﹻ » به حرف « لـ » اشاره مي‌کند تا بگويند « ـهِلـ » و سپس از حرکت « ﹹ » به حرف    « ـم » اشاره مي‌شود تا بگويند « ـهُم ».

     نکته: ازآن‌جا که درکتاب آموزش قرآن پايه‌ اول ابتدايي، هيچ نماد جديدي از رسم‌الخط قرآن نسبت به رسم‌الخط فارسي آموزش داده نمي‌شود، علامت سکون (-ْ ) نيز به کارنرفته است؛ ولي اين علامت از پايه‌ دوم به بعد به کار مي‌رود.    

     3- اشاره به تشديد در بخش‌هاي داراي حرف مشدّد مانند:   حَـقَّ

     آموزگار در حالي‌که از حرکت کوتاه « ﹷ » به سوي علامت تشديد اشاره مي‌کند، دانش‌آموزان مي‌گويند « حَـقـ » آن گاه آموزگار پس از کمي مکث، با توجه به حرکت حرف تشديد، به صورت ثابت يا متحرک به آن حرکت اشاره مي‌کند. در مورد مثال بالا با اشاره‌ي ثابت به حرکت « ﹷ » اشاره مي‌شود و بچه‌ها مي‌گويند « قَ »؛ دو مثال ديگر:

لَـمّـا                 نُـنَـجّـي

     آموزگار در کلمه‌ي « لَمّـا » ابتدا از حرکت « ﹷ » به سوي علامت تشديد و آن‌گاه پس از مکث از حرف « مـ » به سوي صداي « ـا » اشاره مي‌کند. در کلمه‌ي دوم نيز، ابتدا به حرکت      « ﹹ » ، سپس از حرکت « ﹷ » به سوي تشديد و آن گاه پس از کمي مکث، از حرف « جـ » به سوي صداي « ي » اشاره مي‌شود.

     نکته : وجود کمي مکث بين اشاره به بخش اول حرف مشدّد و بخش دوم آن ضروري است. اين امر به خوبي به دانش‌آموزان مي‌آموزد که حرف داراي تشديد در واقع دو حرف است و دوبار خوانده مي‌شود.

چند تذکر مهم

     1- از دانش‌آموزان بخواهيد که هم‌زمان با اشاره‌ شما، بخش‌ها وکلمات را به صورت دسته‌جمعي بخوانند. ممکن است برخي از دانش‌آموزان، بخش‌ها را زودتر يا ديرتر از اشاره‌ شما بخوانند؛ ازآن‌ها بخواهيد با اشاره بخوانند وعقب وجلو نيفتند.

     2- در آموزش لوحه‌ها، ابتدا دانش‌آموزان به روش فوق، کلمات و عبارات را دسته‌جمعي مي‌خوانند و پس از کمي تمرين، خوب است با اشاره‌ي آموزگار خواندن به صورت انفرادي نيز انجام‌شود. پرسش انفرادي را هميشه از دانش‌آموزان قوي‌تر آغاز کنيد.

     3- لازم نيست دانش‌آموزان لوحه‌ي درس را در يک جلسه آن‌قدر تکرار کنند تا همه‌آن‌هاکلمات‌را به صورت روان بخوانند؛ بلکه تمرين و تکرار هر لوحه در يک جلسه به آمادگي دانش‌آموزان و شوق و رغبت آن‌ها بستگي دارد. تمرين در فرصت‌هاي بعدي، به‌تدريج آن‌ها را به مهارت مورد انتظار مي‌رساند.

     4- لوحه را در محل مناسب نصب کنيد به‌گونه‌اي که همه‌ي دانش‌آموزان بتوانند به‌راحتي‌آن را ببينند و حتي‌الامکان به‌گونه‌اي باشد که بدون انعکاس نور، کلمات به‌طور واضح ديده شود.

مناسب‌ترين شيوه‌ي خواندن دانش‌آموزان

     زماني که دانش‌آموزي مي‌خواهد عبارات قرآني را، بدون اشاره‌ي آموزگار از روي لوحه يا کتاب درسي بخواند، مناسب‌ترين شيوه براي خواندن کلمات، آن است که دانش‌آموز با ديدن هر بخش از کلمه، همان بخش را بلند بخواند؛ يعني لازم نيست که دانش‌آموز ابتدا در ذهن‌خود، همه‌ي بخش‌هاي کلمه را مرور کند سپس آن را يک‌جا بخواند. با تأکيد بر نحوه‌ مناسب خواندن، کمک کنيد تا دانش‌آموزان بدون اضطراب، کلمات را به روش صحيح، شمرده و آرام بخوانند. سرعت خواندن بخش‌ها با توجه به تمرين و توانايي فردي دانش‌آموزان به‌تدريج افزايش مي‌يابد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 14:27  توسط غلام عباس سرشور خراسانی | 

معرفی کتاب    "روخوانی قرآن"

آموزش روخوانی قرآن (برای دانش آموزان دوره ابتدایی)
پدیدآورنده: غلام عباس سرشورخراسانی
ناشر: بنیاد پژوهشهای اسلامی - 07 ارديبهشت، 1387
قیمت:  10000 ریال
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 14:21  توسط غلام عباس سرشور خراسانی | 

خانه و مدرسه

معنا و مفهوم پيوند بدون توجه به معناي تربيت قابل فهم نيست. تربيت، مقوله‌اي بسيار مهم و چندبعدي است كه با عوامل و زمينه‌هاي گوناگون ارتباط دارد.

بدون شناخت عوامل موثر در تربيت و بدون همسويي آنها با يكديگر نمي‌توان به پرورش كودكان و نوجوانان سالم و پويا مبادرت كرد.
بررسي و تحليل عوامل ياد شده به فرصت و زمان بيشتري محتاج است، اما «ارتباط خانه و مدرسه» به عنوان يكي از زمينه‌هاي تاثيرگذار در شخصيت فرزندان در اين نوشتار كوتاه بررسي مي‌شود.

ارتباط خانه و مدرسه به قصد ايجاد هماهنگي در فعاليت‌هاي تربيتي اين دو نهاد شكل مي‌گيرد و كارايي و تاثير مثبت آن پويايي و تعادل، به اين ارتباط بستگي دارد.

مفهوم پيوند نيز دقيقا با اين ارتباط پويا آشكار مي‌گردد. پيوند به ارتباطي گفته مي‌شود كه هر يك از طرفين ارتباط، به رشد و اثربخشي يكديگر كمك كنند. پس هر نوع ارتباط پيوند نيست، بلكه ارتباط اثربخش پيوند ناميده مي‌شود.

انجمن اوليا و مربيان در تحكيم و تقويت اين پيوند، نقش موثري مي‌تواند ايفا كند. آگاه‌سازي خانه و مدرسه نسبت به وظايف خطيرشان در تعليم و تربيت، آموزش اصول و قواعد ارتباط خانه و مدرسه و رفع موانع ارتباط موثر از جمله اقداماتي است كه از سوي انجمن اوليا و مربيان قابل انجام و پيگيري است. ناگفته نماند كه پيوند خانه و مدرسه صرفا از طريق اقدامات فوقاني ضوابط اداري حاصل نمي‌شود. اين مقوله بيش از آنچه بيروني باشد دروني است يعني نگرش‌ها، طرز تفكر و باورها بايد با يكديگر پيوند بخورد.

اگر پيوند به يك تمايل و باور دروني از طرف خانه و مدرسه تبديل نشود، اقدامات رسمي و بخشنامه‌اي نمي‌تواند موثر باشد، بنابراين تقويت پيوند يك موضوع اساسي و چندبعدي است كه به شرايط مناسب و مساعد بيرون و درون احتياج دارد. به همين دليل هم والدين بايد براي اين مهم بكوشند و هم مربيان و مديران تلاش نمايند و هم مسوولان انجمن، برنامه‌هاي لازم را طراحي و اجرا كنند.

ابعاد پيوند

پيوند مانند منشوري است كه جنبه‌هاي گوناگون دارد. بي‌توجهي يا كم‌توجهي به بعضي از ابعاد پيوند از تاثير آن مي‌كاهد و ارتباط خانه و مدرسه را سست مي‌كند.

پيوند، يك مقوله انساني است و هر آنچه در انسان هست در روابط او با ديگران نيز بايد جلوه‌گر شود.

پيوند اجتماعي‌

هر يك از دو نهاد خانه و مدرسه يك گروه اجتماعي نيز محسوب مي‌شوند؛ يعني هر كدام، اعضاي معين، روابط و ويژگي‌هاي خاص خود را دارد. خانواده‌ها بايد ماهيت «مدرسه» را بشناسند و مدرسه نيز ماهيت «خانواده» را بخوبي دريابد. بايد توجه داشته باشيم كه روابط خانواده عمدتا جنبه عاطفي دارد و روابط مدرسه بيشتر اداري و عقلاني است. نزديكي و ارتباط موثر اين «دو گروه» باعث مي‌شود روابط عقلاني و قانوني مدرسه جنبه انساني و لطيف پيدا كند و روابط سيال و غيررسمي خانواده وضع عقلاني و منضبط داشته باشد.

بنابر اين مديران و مربيان و والدين با تعامل اجتماعي مي‌توانند يك فضاي مناسب اجتماعي ايجاد كنند.

پيوند عاطفي‌

عواطف در روابط انسان‌ها و به تبع آن در روابط خانه و مدرسه عامل تاثيرگذاري است. افراد نياز دارند در مواجهه با ديگران چهره‌اي گشاده، تكريمي انساني و رفتاري ملايم احساس كنند.

لذا هر دو طرف بايد بكوشند در گفتار و كردار خود، اصول اخلاقي را مراعات كنند و عواطف و اعتماد را بين خود حاكم گردانند.

اگر پيوند عاطفي حاصل نشود، پيوند اجتماعي وضع مطلوب نخواهد داشت.

پيوند اقتصادي‌

مدرسه به عنوان يك موسسه آموزشي و پرورشي به توان مالي نياز دارد، هر چند امور اقتصادي در تعليم و تربيت، هدف و محور نيست، ولي توان اقتصادي، شرط لازم موفقيت در دستيابي به اهداف تربيتي است.پيوند اقتصادي خانواده و مدرسه از موارد مبهم و مساله‌دار ارتباط خانه و مدرسه است؛ از طرفي، ضرورت كمك به توان اقتصادي مدرسه را نمي‌توان انكار كرد و از طرف ديگر، نمي‌توان والدين را براي كمك مادي مجبور كرد.

موضعگيري مناسب آن است كه والدين با آگاهي كامل از برنامه‌هاي تربيتي مدرسه و در حد توان خود و با اختيار و آگاهي كامل به مدرسه ياري رسانند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 14:15  توسط غلام عباس سرشور خراسانی | 

نيمه دوم قرن بيستم زمانى است كه جامعه دانشگاهى ايالات متحده به فلسفه براى كودكان پرداخت. الزامات چنين طرحى و نيز چگونگى پياده سازى آن از نخستين پرسش هايى است كه ذهن مخاطب را در مورد موضوع فلسفه براى كودكان به تعمق وامى دارد. آنچه پيش رو داريد حاصل مصاحبه با متيوليپمن از پيشگامان برنامه فلسفه براى كودكان است كه خواندن آن براى مخاطبان ايرانى كه اغلب فعاليت فلسفى راحتى براى بزرگسالان نيز امرى بيهوده مى پندارند، خالى از لطف نيست.


منظور از برنامه «فلسفه براى كودكان» چيست
در اواخر سال هاى ۱۹۶۰ در دانشگاه كلمبيا واقع در نيويورك به درجه استادى فلسفه رسيدم. من فكر مى كردم كه دانشجويانم فاقد قدرت استدلال و قدرت تميز و داورى هستند، اما براى تقويت قابل ملاحظه قدرت تفكر آنها، ديگر بسيار دير شده بود. من به اين فكر افتادم كه اين كار مى بايست در دوران كودكى انجام مى گرفت (و در آن زمان تقريباً فقط من بر اين اعتقاد بودم)‎/ بايد وقتى كودكان در سن ۱۱ يا ۱۲ سالگى بودند، يكسرى دوره هاى درسى درخصوص تفكر انتقادى را مى گذراندند. اما براى تهيه موضوعى قابل فهم و مخاطب پسند، بايستى متون درسى به صورت داستان نوشته مى شد، داستانى درباره منطق اكتشافى كودكان. اما به نظر مى رسيد كه اين كار نيز بايد با دقت و ظرافت بسيار انجام مى گرفت. اين داستان ها بايد راجع به فلسفه مورد اكتشاف كودكان مى بود.
برنامه «فلسفه براى كودكان» يا P4C علاوه بر فراهم آوردن كتاب هاى درسى متحدالشكل (داستان هاى فلسفى براى كودكان)، طرح آموزشى واحدى دارد كه در آن دانش آموزان سطوح مختلف با قرائت بخشى از داستان با صداى بلند، كلاس را آغاز مى كنند. سپس پرسش هايى درباره آن طرح مى كنند و راجع به آنها به بحث مى نشينند. روش كار چنين است و شامل انتقاد متقابل و دوجانبه و ابراز عقايدى در نهايت دقت است.
پيدايش و تكميل اين برنامه چگونه صورت گرفته است
پيدايش «فلسفه براى كودكان» از «هيچ كجا» و بدون مقدمه نبوده است. اين برنامه براساس رهنمودهاى جان ديويى و مربى روسى، ليو ويگوتسكى به وجود آمده است كه بر ضرورت تعليم تفكر و تأمل و نفى آموزش صرف «حفظ كردن» تأكيد مى كردند. براى كودكان كافى نيست كه فقط آنچه را كه به آنها گفته مى شود، به حافظه سپرده و سپس به ياد بياورند، بلكه آنها بايد موضوع مورد نظر را آزموده و تجزيه و تحليل كنند. به كودكان بايد مفهوم سازى، داورى و تميز امور از همديگر، استدلال و امورى از اين قبيل را ياد داد.
پس از آزمايشى كوچك اما فشرده كه به واسطه اين طرح به عمل آمد (و نشان داد كه مى توان به كودكان استدلال قياسى و اصلاح شده اى را ياد داد، بدون اين كه اين كار «آموزش براى امتحان» باشد) به تعدادى از افراد كه دكتراى فلسفه داشتند، تعليم داده شد تا معلمان سرتاسر ايالات متحده را آموزش دهند. آنها در سال هاى ۱۹۷۰ شروع به اين كاركردند. در پايان اين دهه، پنج هزار كلاس در اين كشور از اين برنامه بهره مى بردند. اين آزمايش نشان داد كه با ارائه اين برنامه براى كودكان ۱۱ ساله، مى توان به آنها ياد داد تا در مسائل مربوط به استدلال هاى صورى، ۲۷ هفته سن هوشى بالاترى داشته باشند.
در فلسفه براى كودكان چند رويكرد و نگرش وجود دارد لطفاً درباره اين رويكردها توضيح دهيد.
آنچه «فلسفه براى كودكان» ناميده مى شود، تلاشى است براى بسط فلسفه، با اين هدف كه بتوان آن را بسان نوعى آموزش به كاربرد اما «فلسفه با كودكان» به عنوان شاخه فرعى كوچكى از فلسفه براى كودكان ر شد كرد. به اين معنا كه «فلسفه با كودكان» از بحث و گفت وگو درباره آراى فلسفى سود مى برد، اما نه فقط به واسطه داستان هاى نوشته شده براى كودكان. برنامه فلسفه با كودكان قصد دارد كودكان را به عنوان فلاسفه جوان پرورش دهد. اما هدف «فلسفه براى كودكان»، يارى دادن به آنها براى بهره مندى از فلسفه به منظور بهبود بخشيدن به يادگيرى همه موضوعات موجود در اين برنامه درسى است.
در ابتدا وقتى به اين موضوع علاقه مند شدم، گمان مى كردم كه كودكان حتى پس از تعليم براى كسب دقت، انسجام و هماهنگى بيشتر، باز هم نمى توانند كارى بيشتر از تفكر انتقادى بكنند. اما «تفكر انتقادى» شامل مفهوم سازى، منطق صورى و هيچ گونه مطالعه اى از نوع فلسفه سنتى نيست، يعنى هيچ يك از مواردى را كه من كوشيده ام در «فلسفه براى كودكان» ارائه كنم، در برندارد. تفكر انتقادى، كودكان را به فلسفه بازنمى گرداند اما اعتقاد من اين است كه كودكان ديگر به چيز كمترى رضايت نخواهند داد و زير بار آن نخواهند رفت. البته آنها را نبايد هم به اين كار مجبور كرد. تفكر انتقادى در پى دقيق تر ساختن ذهن كودكان است؛ فلسفه هم به آن عمق مى بخشد و هم آن را پرورش مى دهد.
قوى ترين و پرنفوذترين رويكرد «فلسفه براى كودكان و نوجوانان » كدام است
از نظر من برنامه اى كه خود پرورده ام و برنامه اى كه به نام «فلسفه براى كودكان» ناميده مى شود، مى تواند بهترين رويكرد نسبت به بهبود تفكر كودكان دانسته شود.
دلايل اين امر عبارتند از:
الف) علاقه: كودكان درخصوص كارى كه علاقه بسيار شديدى به آن دارند، بيشتر تلاش مى كنند. به دلايل زير، P4C بيشتر مورد علاقه آنهاست: چون ۱‎/ شامل داستان هاى تخيلى است، ۲‎/ درباره كودكانى همانند خودشان است و ۳‎/ اين برنامه آنها را وارد گفت وگويى درباره موضوعات بحث برانگيزى (همچون اخلاق) مى كند. P4C از تفكر انتقادى مى گذرد و فراتر مى رود.
ب) هيجان :P4C تنها به تقويت تفكر انتقادى بسنده نمى كند. در اين برنامه پذيرفته مى شود كه تفكر مى تواند بشدت مهيج و احساسى باشد. اين برنامه راه هايى را فراهم مى كند كه از طريق آنها كودكان امكان سخن گفتن درباره خود و تحليل آنها را بيابند.
پ) تفكر انتقادى P4C: كاملاً دربرگيرنده «تفكر انتقادى» است ولى آن را با وسعت و عمق بيشترى تعقيب مى كند. تفكر انتقادى اغلب «ضميمه اى» صرف براى برنامه هاى درسى رايج است، اما P4C اين نياز را به رسميت مى شناسد كه كودكان بايد به گونه اى واقعى با موضوعاتى سر و كار داشته باشند كه آنها را مسئله انگيز يا مبهم مى پندارند.
ت) ارزش ها: در اين برنامه كودكان از همان ابتدا متوجه مى شوند كه برخورد ما با موضوعات ارزشى، مستعد مبهم شدن، دو پهلو شدن و آشفتگى است. در نتيجه، كودكان امورى را كه آنها را به تفكر دقيق و روشن رهنمون مى شود، مغتنم مى شمارند.
ث) خلاقيت: تفكر خوب مى تواند همانند زمانى كه با تمام وجود در داستانى غرق مى شويم يا هنگامى كه فرضيه اى مى سازيم، سرشار از تخيل باشد؛ بنابراين P4C بويژه در زمينه خلاقيت، موفقيت آميز است.
ج) جمعى بودن: فلسفه، فعاليتى است مبتنى بر گفت وگو؛ اين كار، نيازى ضرورى به گشودن باب گفت وگو به روى تمام اعضاى جامعه دارد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 13:49  توسط غلام عباس سرشور خراسانی |